Data Driven

داده محوری

داده محوری در عصر دیجیتال: مبانی، کاربردها و آینده

مقدمه
در عصر دیجیتال، داده به یکی از باارزش‌ترین دارایی‌های سازمان‌ها و جامعه تبدیل شده است. مفهوم “داده محوری” به استفاده استراتژیک از داده‌ها در فرآیندها و تصمیم‌گیری‌های سازمانی اشاره دارد. در این مقاله، به بررسی اساس و اهمیت داده محوری، کاربردهای آن در صنعت و جامعه، و نیز چشم انداز آینده آن می‌پردازیم.

مبانی داده محوری
داده محوری به معنای تمرکز بر جمع آوری، تحلیل و استفاده از داده‌ها برای بهبود عملکرد و تصمیم‌گیری در سازمان‌ها است. این رویکرد یک تغییر اساسی از تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر شهود به تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر شواهد تجربی و تحلیلی است. داده محوری شامل چندین مرحله کلیدی است:
1. جمع‌آوری داده‌ها: جمع‌آوری داده‌های مرتبط و با کیفیت از منابع مختلف، مانند تراکنش‌های مشتریان، حسگرها، شبکه‌های اجتماعی و سایر منابع دیجیتال.
2. ذخیره‌سازی و مدیریت داده‌ها: استفاده از سیستم‌های مدیریت داده‌های بزرگ (Big Data) و پایگاه‌های داده پیشرفته برای ذخیره‌سازی و مدیریت داده‌ها.
3. تحلیل داده‌ها: استفاده از ابزارها و تکنیک‌های تحلیل داده‌ها مانند یادگیری ماشین، داده‌کاوی و آمار برای استخراج الگوها و الگوهای پنهان.
4. بصری‌سازی و گزارش‌دهی: تبدیل نتایج تحلیل‌ها به گزارش‌ها و داشبوردهایی که توسط تصمیم‌گیران قابل فهم و استفاده باشند.
5. بهبود و توسعه مستمر: استفاده از نتایج تحلیل‌ها برای بهبود فرآیندها و راهبردهای سازمانی و توسعه مداوم عملکرد.

کاربردهای داده محوری در صنایع مختلف
داده محوری در بسیاری از صنایع و حوزه‌ها نقش حیاتی دارد. در حوزه بهداشت و درمان، داده محوری به بهبود تشخیص بیماری‌ها، توسعه داروهای جدید و بهینه‌سازی خدمات درمانی کمک می‌کند. در صنعت مالی، تجزیه و تحلیل داده‌ها به پیش‌بینی حرکت‌های بازار، شناسایی تقلب و مدیریت ریسک کمک می‌کند. صنعت خرده‌فروشی نیز از تحلیل داده‌ها برای پیش‌بینی نیازهای مشتریان، بهینه‌سازی موجودی و افزایش فروش استفاده می‌کند.

یکی از مزایای کلیدی داده محوری، توانایی شخصی‌سازی خدمات و محصولات است. شرکت‌هایی که از داده‌های مشتریان به صورت هوشمندانه بهره‌برداری می‌کنند، می‌توانند تجربه مشتریان را بهبود بخشند و ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنند. به عنوان مثال، خدمات پخش محتوا مانند Netflix از تحلیل داده‌های بینندگان برای توصیه فیلم‌ها و سریال‌های مورد علاقه‌شان استفاده می‌کنند. همچنین، شرکت‌های تجارت الکترونیک مانند Amazon از الگوهای خرید مشتریان برای ارائه پیشنهادات ویژه بهره‌برداری می‌کنند.

چالش‌ها و نیازمندی‌ها
اگرچه داده محوری مزایای بسیاری دارد، اما با چالش‌هایی نیز همراه است. یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، حفظ حریم خصوصی و امنیت داده‌ها است. سازمان‌ها باید از استانداردهای حفظ حریم خصوصی و سیاست‌های امنیتی قوی پیروی کنند تا از سوء استفاده‌های احتمالی جلوگیری کنند. همچنین، نیاز به تکنولوژی‌های پیشرفته و تیم‌های تخصصی تحلیل داده‌ها از دیگر چالش‌ها است.

برای موفقیت در پیاده‌سازی داده محوری، سازمان‌ها باید فرهنگ داده محور را ترویج کنند. این بدین معناست که تمامی اعضای سازمان باید اهمیت داده‌ها و تحلیل آن‌ها را درک کرده و به استفاده مستمر از داده‌ها در فرآیندهای کاری خود باور داشته باشند. همچنین، سرمایه‌گذاری در آموزش و توسعه مهارت‌های تحلیل داده‌ها برای کارکنان ضروری است.

چشم‌انداز آینده داده محوری
با پیشرفت‌ فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و اینترنت اشیا (IoT)، چشم‌انداز آینده داده محوری بسیار روشن است. سازمان‌ها می‌توانند از این فناوری‌ها برای دستیابی به تحلیل‌های پیشرفته‌تر و هوش تجاری عمیق‌تر استفاده کنند. به عنوان مثال، با تحلیل داده‌های حسگرها و دستگاه‌های متصل به اینترنت، شرکت‌های تولیدی می‌توانند بهره‌وری خود را افزایش داده و نیازهای تعمیر و نگهداری را پیش‌بینی کنند.

همچنین، با توسعه الگوریتم‌های پیچیده‌تر یادگیری ماشین و هوش مصنوعی، امکان تحلیل داده‌های پیچیده‌تر و دسترسی به بینش‌های جدید افزایش می‌یابد. به عنوان مثال، تحلیل داده‌های ژنتیکی می‌تواند به تولید درمان‌های شخصی‌سازی‌شده برای بیماران کمک کند.

نتیجه‌گیری
داده محوری نه تنها یک رویکرد استراتژیک برای بهبود عملکرد سازمان‌ها است، بلکه یک ضرورت در دنیای دیجیتال امروزی به حساب می‌آید. سازمان‌هایی که از توانایی‌های تحلیلی و داده‌محوری برخوردار هستند، می‌توانند به تصمیم‌گیری‌های دقیق‌تر و آگاهانه‌تر بپردازند و از رقابت جلو بزنند. چشم‌انداز آینده نیز نشان می‌دهد که با پیشرفت‌های فناوری، داده محوری می‌تواند به ارتقاء یافته‌های جدید و نوآوری‌های بیشتر منجر شود. از این رو، سازمان‌ها باید خود را برای پذیرش و استفاده بهینه از این رویکرد آماده کنند.

Data Driven
samar_db_23_ai

داده های نوع وکتور در دیتابیس اوراکل 23AI

نوع داده وکتور در Oracle 23c یا Oracle Database AI

نوع داده “Vector” که در Oracle 23c معرفی شده است، به طور خاص برای پشتیبانی از کاربردهای هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین (ML) طراحی شده است. این نوع داده برای ذخیره و مدیریت بردارهای ویژگی (Feature Vectors) استفاده می‌شود که در مدل‌های یادگیری ماشین به کار می‌روند.

ویژگی‌ها و کاربردهای نوع داده وکتور در Oracle 23c:

  1. نمایش بردارهای ویژگی: بردارهای ویژگی، مجموعه‌ای از مقادیر عددی هستند که ویژگی‌های مختلف یک داده را نمایش می‌دهند. این بردارها معمولاً در مدل‌های یادگیری ماشین برای نمایش داده‌های ورودی استفاده می‌شوند.
  2. پردازش کارآمد: نوع داده وکتور در Oracle 23c بهینه‌سازی شده است تا پردازش بردارهای ویژگی به صورت کارآمد صورت گیرد.
  3. پشتیبانی از الگوریتم‌های ML: این نوع داده به طور خاص برای پشتیبانی از الگوریتم‌های یادگیری ماشین طراحی شده است و می‌تواند به راحتی با ابزارها و کتابخانه‌های ML یکپارچه شود.
  4. ذخیره‌سازی و بازیابی سریع: Oracle 23c بهینه‌سازی‌هایی را برای ذخیره‌سازی و بازیابی سریع بردارهای ویژگی ارائه می‌دهد، که برای کاربردهای بلادرنگ (Real-Time) مناسب است.
  5. کاربرد در جستجوی برداری (Vector Search): این نوع داده می‌تواند در جستجوهای برداری استفاده شود، که در آن‌ها بردارهای ویژگی برای یافتن شباهت‌ها و الگوها مورد جستجو قرار می‌گیرند.

مزایای نوع داده وکتور در Oracle 23c:

  1. یکپارچگی با پایگاه داده: این نوع داده به طور کامل با دیگر ویژگی‌ها و قابلیت‌های Oracle Database یکپارچه است، که مدیریت و تحلیل داده‌ها را ساده‌تر می‌کند.
  2. کارایی بالا: بهینه‌سازی‌های انجام شده در Oracle 23c برای نوع داده وکتور، کارایی بالایی را در پردازش و تحلیل بردارهای ویژگی فراهم می‌کند.
  3. پشتیبانی از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین: این نوع داده، Oracle Database را به یک پلتفرم قوی‌تر برای کاربردهای AI و ML تبدیل می‌کند.
  4. سهولت استفاده: Oracle ابزارها و رابط‌های کاربری مناسبی را برای کار با نوع داده وکتور فراهم کرده است، که استفاده از آن را ساده‌تر می‌کند.

تفاوت با داده‌های برداری (Vector Data) در GIS

همانطور که اشاره شد، نوع داده وکتور در Oracle 23c برای کاربردهای AI و ML طراحی شده است و با داده‌های برداری (Vector Data) که در GIS استفاده می‌شوند، تفاوت دارد. داده‌های برداری در GIS برای نمایش ویژگی‌های جغرافیایی مانند نقاط، خطوط و چندضلعی‌ها استفاده می‌شوند، در حالی که نوع داده وکتور در Oracle 23c برای نمایش بردارهای ویژگی عددی استفاده می‌شود.

samar_db_23_ai

نرم افزار دستینه برای ویندوز های ۱۱ و ۱۰

نرم افزار دستینه برای امضای دیجیتال افراد حقیقی و حقوقی

دوستان عزیزی که با نرم افزار دستینه برای استفاده از امضای دیجیتال بر روی ویندوز ۱۰ و ۱۱ مشکل دارند و امکان امضا را ندارند میتوانند نسخه قبلی را بصور کامل حذف نمیاند و حتی برای اطمینان بیشتر فولدر program files x86 وارد شوید و فولدر PKI روا به صورت کامل حذف نمایید . اگر در فرآیند حذف به مشکل برخوردید باید services ویندوز را باز کنید و سرویس PKI را stop نمایید . 

سپس نسخه جدید را از لینک زیر دانلود کرده و نصب نمایید 

موفق و پیروز باشید

انبار داده

انبار داده و کاربردها

انباره داده یک مفهوم اساسی در علوم کامپیوتر و فناوری اطلاعات است که به معنای مجموعه‌ای از داده‌ها است که به صورت منظم و سازماندهی شده در یک سیستم نگهداری می‌شود. انبار داده اوراکل یکی از ابزارهای مدیریت انبار داده است که به شرکت‌ها کمک می‌کند تا داده‌های خود را به صورت موثر و کارآمد مدیریت کنند.

یکی از مزایای انبار داده اوراکل نسبت به سایر ابزارها، قابلیت ایجاد یکپارچگی در مدیریت داده‌ها است. با استفاده از این ابزار، شرکت‌ها قادرند تا داده‌های مختلف خود را در یک مکان مشترک نگهداری کرده و به صورت متمرکز مدیریت کنند. این امر باعث بهبود کارایی و کاهش هزینه‌های مربوط به مدیریت داده می‌شود.

شرکت سمر یکی از شرکت‌های حرفه‌ای است که قادر به انجام این کار می‌باشد. با تیم متخصص و تجربه در زمینه مدیریت داده، این شرکت می‌تواند به شرکت‌ها کمک کند تا از انبار داده اوراکل را به بهترین شکل ممکن استفاده کنند و مزایای آن را به دست آورند.

همچنین، برای درک بهتر مفهوم انبار داده و ابزارهای مرتبط، می‌توان به مفاهیم ETL و ELT اشاره کرد. ETL به معنای استخراج، تبدیل و بارگذاری داده‌ها است که یکی از اقدامات اصلی در مدیریت انبار داده می‌باشد. همچنین ELT به معنای استخراج، بارگذاری و تبدیل داده‌ها است که نیازمندی‌های مدرن مدیریت داده را برآورده می‌کند.

به طور کلی، انباره داده و ابزارهای مرتبط می‌توانند به شرکت‌ها کمک کنند تا داده‌های خود را به بهترین شکل ممکن مدیریت کنند و از آنها به عنوان یک منبع ارزشمند برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک استفاده کنند. انبار داده اوراکل و ابزارهای مدیریت داده مانند ETL و ELT می‌توانند به شرکت‌ها کمک کنند تا این اهداف را به دست آورند و به رقابت‌پذیری و سودآوری بیشتر دست یابند.
برای دریافت مشاوره در خصوص انباره داده میتوانید از مشاوره رایگان شرکت سمر استفاده نمایید .

Oracle Apex 24.1

اوراکل اپکس ۲۴.۱ - دستیار هوش مصنوعی

اوراکل پلتفرم توسعه اپلیکیشن کم‌کد مدیریت‌شده خود، Application Express یا APEX را با یک دستیار برنامه‌نویسی مبتنی بر هوش مصنوعی مولد به‌روزرسانی کرده است. دستیار APEX AI در نسخه Oracle APEX 24.1 معرفی شده. APEX از طریق هر یک از سرویس‌های دیتابیس اوراکل، در زیرساخت‌های محلی و ابری شرکت قابل استفاده است. دستیار APEX AI می‌تواند از طریق ورودی‌های زبان طبیعی کد SQL تولید کند، کد موجود را توضیح دهد و پیشنهادات رفع اشکال را ارائه دهد که می‌توانند در اپلیکیشن ادغام شوند. توسعه‌دهندگان می‌توانند هنگام ساخت صفحات یک اپلیکیشن در پنجره طراحی صفحه، به دستیار APEX AI دسترسی داشته باشند. صفحات در APEX رابط‌های کاربری مختلفی هستند که کاربر نهایی هنگام استفاده از اپلیکیشن با آنها تعامل دارد.دستیار هوش مصنوعی قادر به درک زبان فارسی میباشد و از زبان فارسی پشتیبانی میکند.

در مقابل روش دستی نوشتن یا وارد کردن کد SQL هنگام ویرایش صفحات یک اپلیکیشن، توسعه‌دهندگان می‌توانند از دستیار APEX AI برای کمک به نوشتن کد SQL برای تنظیم نمایش یا ویرایش هر بخش یا منطقه از صفحه استفاده کنند. توسعه‌دهنده دستیار AI را با یک رابط زبان طبیعی باز می‌کند و نوع پرسش داده‌ای که فیلد خاص اپلیکیشن نیاز دارد را وارد می‌کند، مایک هیچوا، معاون ارشد توسعه نرم‌افزار در اوراکل گفت. کد تولید می‌شود و با یک کلیک می‌تواند در صفحه قرار گیرد.

توسعه‌دهندگان همچنین می‌توانند از دستیار بخواهند کد SQL را توضیح دهد، مانند تفاوت بین یک join و یک left outer join، هیچوا گفت. دستیار همچنین از طریق زیرمنوی SQL Workshop در داخل APEX قابل دسترسی است. این منو، به گفته هیچوا، به توسعه‌دهندگان کمک می‌کند تا کوئری‌های SQL را تکرار و بهینه کنند. دستیار می‌تواند به توسعه‌دهنده کمک کند تا خطاهای کد SQL را شناسایی کند و همچنین مراحل بعدی مورد نیاز برای رفع کد را توضیح دهد، معاون ارشد گفت.

تولید نقشه‌های اپلیکیشن با AI دستیار هوش مصنوعی مولد در APEX می‌تواند برای طراحی یک نقشه کامل از یک اپلیکیشن، ویرایش آن برای افزودن ویژگی‌های جدید و در نهایت انتشار اپلیکیشن از طریق یک رابط زبان طبیعی استفاده شود. توسعه‌دهندگان باید هدف اپلیکیشن را به زبان طبیعی توضیح دهند، از جمله صفحات مورد نظر همراه با هر ویژگی دیگر، پس از آن دستیار AI مجموعه‌ای از صفحات و گزینه‌ها را پیشنهاد می‌دهد که با ورودی‌ها مطابقت دارد، هیچوا گفت. دستیار AI همچنین می‌تواند برای افزودن صفحات جدید، ویرایش صفحات موجود یا افزودن ویژگی‌های امنیتی به اپلیکیشن استفاده شود، شرکت گفت.

APEX به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد از بین چندین مدل زبان بزرگ (LLMs) در یک اپلیکیشن انتخاب کنند، اوراکل گفت. توسعه‌دهندگان می‌توانند انتخاب کنند که کدام LLM را هنگام ویرایش صفحات استفاده کنند. توسعه‌دهندگان می‌توانند LLM را با به‌روزرسانی تنظیمات LLM اپلیکیشن به‌روزرسانی کنند، و هر جزء اپلیکیشن که به تعریف این نام ارجاع می‌دهد از LLM جدید استفاده خواهد کرد، هیچوا توضیح داد. هیچوا اشاره کرد که هر LLM دارای قیمت‌های مختلفی است و شرکت‌ها به تناسب هزینه می‌شوند. خود APEX با هر یک از سرویس‌های دیتابیس اوراکل رایگان است. برخی از LLM‌های موجود شامل GPT-4o و خانواده مدل‌های Cohere هستند.

علاوه بر ایجاد نقشه‌ای برای یک اپلیکیشن، APEX به توسعه‌دهندگان اجازه می‌دهد یک رابط زبان طبیعی، که توسط هوش مصنوعی مولد قدرت گرفته، به اپلیکیشن خود اضافه کنند. نسخه جدید APEX با دستیار AI و ویژگی‌های دیگر به طور عمومی در دسترس است.

Oracle APEX و رقبا Oracle APEX در فضای پلتفرم کم‌کد با رقبایی مانند Mendix، Appian، Salesforce، Microsoft و Creatio رقابت می‌کند که همگی قابلیت‌های ساخت اپلیکیشن با هوش مصنوعی مولد را اضافه کرده‌اند. اما پلتفرم Oracle به‌طور قابل بحثی رقیب مستقیم پیشنهادات دیگر فروشندگان نیست. اوراکل نمی‌خواهد پلتفرم APEX خود را به عنوان یک محیط توسعه کم‌کد عمومی برای هر و همه موارد استفاده معرفی کند، بردلی شیمین، تحلیلگر ارشد در Omdia گفت. بلکه، اوراکل قصد دارد APEX را به عنوان بهترین انتخاب برای شرکت‌هایی که به دنبال ساخت اپلیکیشن‌های کم‌کد بر روی داده‌های موجود در یکی از پلتفرم‌های دیتابیس گسترده اوراکل هستند، معرفی کند – چیزی که شرکت از زمان معرفی APEX در سال 2004 بر روی آن کار کرده است، شیمین اضافه کرد.

پلتفرم‌های اپلیکیشن کم‌کد سازمانی، به گفته Omdia، انتظار می‌رود تا سال 2026 از 18 میلیارد دلار فراتر بروند. شیمین همچنین اشاره کرد که APEX در زمینه‌هایی مانند اتصال به منابع داده و خدمات LCAP چند ابری مدیریت‌شده عقب است. با این حال، هیچوا از اوراکل گفت که خدمات LCAP چند ابری مدیریت‌شده در آینده نزدیک برنامه‌ریزی شده است. توسعه‌دهندگان می‌توانند APEX را در Azure اجرا کنند اما به‌طور کامل مدیریت‌شده نیست، معاون اضافه کرد. پل نشاواتی، رهبر عملی و تحلیلگر اصلی گروه Futurum، اشاره کرد که APEX در حال حاضر از طیف گسترده‌ای از اتصالات داده و قابلیت‌های یکپارچه‌سازی پشتیبانی می‌کند، که به آن اجازه می‌دهد با منابع داده خارجی مختلف فراتر از دیتابیس‌های اوراکل تعامل داشته باشد.

داشبوردهای مدیریتی

داشبورد مدیریت ابزار مدیران به روز

داشبورد مدیریت ابزار مدیران به روز

مدیریت یکی از مباحث مهم در هر سازمان است که با استفاده از مهارتهای خود و به کمک ابزارهای مختلف، نقش مهمی را در هدایت سازمان به سمت اهداف و آرمانها و خط مشی تعیین شده ایفا میکند. مدیر، ممکن است که مسئولیت قسمتی از سازمان و یا هدایت کل سازمان را برعهده داشته باشد. مدیران با استفاده از روشها و ابزارهای متنوعی اقدام به آنالیز مجموعه خود میکنند. یکی از این روشها، استفاده از داشبورد مدیریت میباشد که امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته و به ابزار مدیران بهروز تبدیل شده است. انتقال پیامها و دریافت مفاهیم از طریق ابزارهای بصری، برای بسیاری از افراد جامعه روشی مناسب و دلپذیر است و ترجیح میدهند که آموزشها و اطالعات مختلف را از طریق تصویر دریافت کنند. (به عنوان مثال، در همین شرایط کرونا، وضعیت شهرهای مختلف
و نتایج تحقیقات، با استفاده از رنگ ها و بر روی نقشه به نمایش گذاشته می شود.)

داشبورد مدیریت چیست؟
داشبورد مدیریت (Dashboard Management )نمایش گرافیکی مهمترین اطالعات سازمان در یک صفحه و به صورت یکپارچه و منظم است که به مدیران این امکان را می دهد که در یک نگاه و در سریعترین زمان ممکن بر عملکرد سازمان آگاهی یابند. ابزاری قدرتمند و کارآمد که به مدیر کمک میکند تا در زمانی بسیار کوتاهتر از شیوههای سنتی، عملکرد سازمان را آنالیز کند و با توجه به شرایط مختلف تصمیمات مناسبی را اتخاذ نماید.
نرم‌افزار داشبورد مدیریت اطلاعات پراکنده سازمانی را از بانکهای اطالعاتی مختلف دریافت و در یک صفحه گرافیکی و در قالب تصویر و نمودار مانند پنل داشبورد اتومبیل به صورت یکجا و طبقه بندی شده جلوی چشمان مدیران قرار می دهد. هر ابزار تصویری که بتواند اطالعات مفید و کارآمد از عملکرد سازمان را ارائه کند، میتواند در داشبورد قرار بگیرد. قرار گرفتن این ابزارها در داشبورد مدیریت ممکن است که به صورت تکی و یا ترکیبی باشد. برخی از این ابزارهای مهم عبارت است از: نمودارها، جدول ها، داده های عددی، نتایج مطالعات موردی، تصاویر و….

داشبورد مدیریت بهترین نوع گزارشگیری برای مدیران سطوح باالی سازمانی است تا بینش کافی نسبت به همه جنبه‌های کسبوکار به منظور اتخاذ مهمترین تصمیات استراتژیک و بهبود مستمر سازمانی داشته باشند. تصمیماتی که مبتنی بر اطالعات واقعی و دقیق و نمای کلی از سازمان شما است تا در بهترین زمان ممکن از تهدیدها جلوگیری و فرصت های جدید کشف کنند. در داشبورد مدیریت امکان سفارشی‌سازی و تغییر آن با توجه به نوع کسبوکار خود دارید و در هر زمان و مکان امکان دسترسی به آنها از طریق نسخه تلفن همراه یا پلتفرم وب مهیا میباشد. تحقیقات نشان میدهد مدیرانی که از گزارش های تصویری و شاخص های کلیدی عملکردی استفاده میکنند شانس رقابتی بیشتری در مقایسه با مدیران سنتی دارند.

ویژگی های یک داشبورد کارآمد
برای اینکه بدانیم یک داشبورد مدیریت مناسب و کارآمد است یا خیر، بایستی چندین ویژگی مهم آن را مورد بررسی قرار دهیم. برخی از این ویژگیها عبارتند از:
• دادههای داشبورد مدیریت که اساسیترین بخش آن هستند، دقیق و کامل باشد. در این صورت است که اطلاعات و نتایج حاصل شده از آنها نیز قابل اطمینان می شوند.
• صفحه داشبورد به طور کامل جلو چشمان کاربر باشد. قطعاً، شما هم دوست دارید که همه اطالعات در یک صفحه قرار بگیرند تا برای مقایسه چند داده با یکدیگر، مجبور به ورق زدن صفحات نباشید. اینگونه خستگی کمتری برای کاربر ایجاد می شود و با تمرکز بیشتری می تواند به بررسی دادهها ادامه دهد.
• بایستی که اطالعات موجود در داشبورد مدیریت در عین سادگی نمایش، واضح و گویا باشند.
• بهتر است که داشبورد مدیریت، متناسب با شرایط و نیاز محیط کاری هر سازمان، طراحی شده باشد.
• چیدمان منوها، گزینهها و ابزارهای مورد نیاز در داشبورد، به خوبی طراحی شده باشد تا کاربری آسان آن امکانپذیر شود.

انواع داشبورد مدیریت
به دلیل وجود تفاوت در ماهیت سازمانهای مختلف و همینطور بخشهای گوناگون یک سازمان، تعریف یک داشبورد مشترک برای همه سازمانها و بخشها، کار معقولی به نظر نمیرسد. بنابراین، داشبورد مدیریت با توجه به شرایط محیطی مختلف و براساس اهداف خاصی طراحی میشود. در اینجا، توضیح چند نمونه رایج از داشبوردها را به طور مختصر آورده‌ایم:
داشبورد عملیاتی: به طور کلی و ساده می توان کاربرد این نوع داشبورد را در بخش عملیاتی سازمان مشاهده نمود. از داشبورد عملیاتی در بخشهایی استفاده می شود که داده ها و نتایج فرآیندهای آن قسمت، مرتباً در حال به روز شدن هستند. در واقع، این نوع از داشبورد بایستی به صورت لحظه ای اطالعات مربوط به تغییرات انجام شده را به روز کند و آمادگی پاسخ به مشکالت احتمالی را داشته باشد. به عنوان مثال، اگر اتفاقی برای یکی از عناصر خط تولید رخ داد، بتواند برنامهای برای رفع هر چه سریعتر آن ارائه دهد. این عکسالعمل سریع مستلزم آن است که داشبورد، حاوی اطالعات جزئی‌تری از فعالیت مورد نظر باشد.

داشبورد استراتژی: این نوع از داشبورد مدیریت، برخالف داشبورد عملیاتی نیاز به دادههای بسیار جزئی و لحظهای ندارد. بلکه بر اساس نتایج حاصل شده از گذشته و با توجه به هدف آینده برنامهریزی می شود. به عبارتی ساده، تمرکز داشبورد استراتژی بیشتر بر این است که در کجا قرار داشته ایم و به کجا میخواهیم برسیم. مدیرها، بر اساس نتایجی که از بررسی این نوع داشبوردها حاصل میکنند، تصمیماتی را اعمال می دارند که سازمان از مسیر رسیدن به اهداف خود منحرف نشود.

داشبورد تحلیلی: در این نوع از داشبورد مدیریت، مجموعهای از اطالعات کلی و جزئی قابل نمایش می باشند. البته، اولویت در نمایش اطالعات با داده های  جامعتر است ولی در صورت نیاز می توان به داده های جزئیتر نیز دسترسی داشت. در واقع، زمانی که از مشاهده اطلاعات کلی، سوالی در ذهن کاربر ایجاد شود که چرا این نتایج رخ داده است، به دادههای ریزتر مراجعه می شود تا پاسخ آن پیدا شود. به عنوان مثال، پس از بررسی سود ساالنه متوجه میشوید که مقدار سود مدنظر شرکت حاصل نشده است، در این صورت اطلاعات جزئیتر که احتمال میرود در این عدم موفقیت موثر بوده اند، مورد بررسی قرار می گیرند تا اینکه پاسخ صحیح به دست آید.

به طور کلی داشبورد مدیریت، باعث صرفه‌جویی در هزینه‌ها و منابع مختلف میشود و در نتیجه، سودآوری بیشتری را به همراه خواهد داشت. بنابراین، داشبورد یکی از ضروریترین ابزار موردنیاز مدیران امروزی در سیستم مدیریت نوین میباشد که اهمیت استفاده از آن، روزبه‌روز ملموستر می شود. در پایان، امیدواریم که مطالب گفته شده برای شما نیز مفید واقع شود و بتوانید با بهره‌گیری از آن، گامی بلند در جهت تحقق اهداف مجموعه خودتان بردارید.

تولید نرم افزارها و بانکهای اطلاعاتی

تولید نرم افزارها و بانکهای اطلاعاتی

آیا اطلاع دارین طراحی و تولید نرم افزار ها یا سامانه ها به همره بانک های اطلاعاتی چه وظیفه ای دارند ؟ این سیستم ها تحت عنوان TPS مشهور هستند . تراکنش ها را ثبت میکنند . فرآیند ها را کنترل ، مدیریت و اعمال میکنند . عملیات اتوماتیک را طراحی و پیاده سازی میکنند و در نهایت گزارش های را در اختیار مدیران قرار میدهند تا ضمن امکان راهبری و مدیریت ، اندازه گیری حین عملیات دقیق داشته باشند . این سیستمها برای گزارشات تحلیلی مناسب نیستند . میدونید چرا ؟به دلیل اینکه معماری بانک اطلاعاتی در این سامانه ها برای سرعت در ثبت و بازیابی و تغییرات تراکنش طراحی شده و برای جستجو گزارشات باید از انبار داده استفاده کرد.

نقش اطلاعات و دانش در مدل تعالی سازمانی

نقش اطلاعات و دانش در مدل تعالی سازمانی

● مقدمه
در سالهای اخیر، توجه به اطلاعات و دانش بعنوان سرمایه های مهم سازمانی، مورد عنایت پژوهشگران بسیاری بوده است. به گونه ای که در مدل های اندازه‌گیری تعالی سازمانی نیز به آن توجه ویژه شده است .
در کنار رویکردهای مختلف سازمانها در معیار های رهبری ، استراتژی ، منابع انسانی ، شراکتهای بیرونی ، منابع مالی ، تجهیزات و فناوری ؛ نحوه و چگونگی مدیریت بر اطلاعات و دانش در سازمان، نیز از جمله معیار های مهم در بخش توانمندسازهای مدل تعالی سازمانیEFQM محسوب می شود که در ارزیابی سازمانها مورد توجه و تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.
بررسـی اینکه سازمانها چگونه اطلاعات و دانش خود را مرزبندی کرده و فرایندهای مدیریت بر آنها را در راستای یکدیگر طراحی و پایش می کنند، همواره از دغدغه های اساسی ارزیابان در فرایند ارزیابی و ارائه گزارش بازخورد قابل استفاده برای سازمانهای ارزیابی شونده، به حساب می آید .
از طرف دیگر با توجه به اینکه اصولا” سرمایه های فکری و اطلاعاتی به گونه یک شاخص کمی به صورت دقیق در نتایج کلیدی عملکرد سازمانها قابل اندازه گیری نیستند، میزان اهمیت و توجه به مدیریت بر اطلاعات و دانش را برای سازمانها، شفاف نکرده است . اگر چه تعداد مقالات ، پتنتهای به ثبت رسیده، گزارشها و یاداشتهای فنی تدوین شده می تواند بعنوان شاخصهای کمی در تولید دانش و مدیریت بر اطلاعات مورد توجه باشد؛ ولی با توجه به وجود دانشهای پنهان که بخش قابل توجهی از دانشهای سازمانها را تشکیل می دهد ، مستندات ثبت و ارائه شده توسط کارکنان، تنها بخشی از دانش روشن سازمانها را نشان می دهد و نمی‌تواند معیار کامل و دقیقی برای ارزیابی کل دانش و اطلاعات سازمان قلمداد شود .


● مدل تعالی سازمانی EFQM
در اواخر دهه ۱۹۸۰ و هنگامی که اقتصاد اروپا در معرض تهدید گسترش بازارهای خاور دور به ویژه ژاپن قرار داشت ، نخستین بار بود که مدیران عامل ۱۴ شرکت چند ملیتی اروپا ، که نماینده هفت میلیون کارمند بودند ، گرد هم آمدند و تمام روز به کار پرداختند . حفظ تمرکز این۱۴ مدیر در تمام روز، مانند نگهداشتن تعدادی قورباغه در یک چرخ دستی است. براین اساس برنامه باید مهم بوده باشد که آنها را مجاب به دستیابی به یک اتفاق نظر و تصمیم گـیری درمورد تشکیل بنیاد مستقلی متشکل از اعضاء برای پرورش آگاهی ، آموزش مدیریت و ایجاد انگیزه و نیز تایید دستاوردها کرده باشد. (منبع شماره ۱)
بنیاد EFQM در سال ۱۹۸۹ تاسیس و توسط کمیسیون اروپا تایید شد . در سال ۱۹۹۱ ، الگوی EFQM شکل گرفت و پس از آن نخستین جایزه کیفیت اروپا در سال ۱۹۹۲ ارائه شد .از آن زمان به بعد ، این مدل تعالی بطور منظم بازنگری و روزآمد شده است تا بهترین تفکر های مدیریتی و عملکردهای اثبات شده را منعکس سازد .
اگر چه مدلهای دمینگ، مالکوم بالدریج و EFQM معروفترین مدلهای تعالی سازمانی هستند ولی کشورهای دیگری هستند که مدلهای ویژه‌ای را برای خود توسعه داده اند . البته مدلهای توسعه داده شده غالباً از مدلهای معروف یادشده الهام گرفته شده است.
جوایز ملی کیفیت در سطح جهانی با اقتباس از این مدل ها ، براین واقعیت تأکید دارند که بقاء در رقابت مستلزم بهبود مستمر عملکرد در مقیاس جهانی است. این مدلها با ارائه معیارهای ارزیابی‌، خطوط راهنمایی را برای سازمان ایجاد می کنند تا پیشرفت و عملکرد خود را در زمینه کیفیت و تعالی سازمانی اندازه گیری کند .
در کشور ما نیز مدیران مربوطه، با الهام از مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا جوایز، مانند :جایزه ملی بهره وری، جایزه ملی کیفیت – جایزه کیفیت وزارت دفاع را درنظر گرفته اند و همه ساله با ارزیابی واحدهای صنعتی ، نظامی و خدماتی سعی در بالا بردن سطح توانمندیها و بهبود عملکرد سازمانها دارند. این مدل از ۹ معیار اصلی و ۳۲ زیر معیار تشکیل شده است ، که یکی از زیر معیار‌ها به گونه مستقیم به ارزیابی مدیریت بر دانش و اطلاعات در سازمانها اختصاص دارد .در ادامه اهمیت اطلاعات و دانش را در مدل تعالی EFQM مورد بررسی قرار می دهیم .
▪ اهمیت اطلاعات و دانش در ارزشهای مدل تعالی EFQM
ابنکه اصولا عناصری مانند اطلاعات و دانش چه نقشی در پیشرفت و تعالی سازمانها ایفا می کنند و از نظر اهمیت در میان معیارها و ارزشهای سازمانی چه جایگاهی را به خود اختصاص می‌دهند یکی از پرسشهای اساسی رهبران سازمانها، در پیاده سازی مدل تعالی سازمانی است .
بطور کلی رویکرد سازمانهای متعالی در عصر حاضر، برنامه ریزی و طراحی ساختارها و فرایندهای کسب وکار سازمانی، با محور قرار دادن دانش است . در چنین سازمانهایی به دانش بعنوان یک منبع با ارزش در برنامه‌ریزیهای استراتژیک به شکل جدی توجه می‌شود و این دقیقا همان نقطه ای است که امروزه سازمانها را از یکدیگر جدا می سازد .
بر اساس مطالعاتی که بر روی سازمانهای موفق و ناموفق صورت گرفته پژوهشگران در یافته اند که سازمانهای موفق دارای ویژگیهای تقریبا یکسانی هستند که از آنها بعنوان ارزشهای بنیادین نام برده می‌شود . این ارزشهای بنیادین در مدل تعالی سازمانی اروپاییEFQM به هشت اصل خلاصه شده است که در دنباله این مطلب همراه با تعاریف آورده
شده است . جالب اینجا است: اگر چه یکی از این اصول خود به طور مستقیم به اطلاعات و دانش پرداخته است ( یاد گیری، نوآوری و بهبود مستمر) لیکن در اکثر اصول دیگر نیز نقش اطلاعات و دانش پر رنگ دیده می‌شود .
این ارزشها عبارتند از:
▪ نتیجه گرایی: در سازمانهای متعالی، اطلاعات مربوط به ذینفعان فعلی و آتی جمع‌آوری می‌شود و بمنظور تعیین و استقرار و بازنگری خط مشی ها، استراتژیها، هدفها، مقاصد و شاخصها مورد استفاده قرار می‌گیرد.
▪ مشتری مداری: شناخت و درک مشتریان، با تمرکز بر خواسته‌ها و انتظارهای فعلی و آتی آنها از راه جمع‌آوری اطلاعات و به کار گیری روشهای موثر.
▪ توسعه شراکتهای خارجی: سازمانهای متعالی، تشخیص می‌دهند که میزان موفقیت آنها در دنیای پر تحول کنونی، بستگی به شراکتهایی دارد که زمینه پیاده سازی این‌گونه تحولات را ایجاد می‌کنند. این شراکتها، سازمانها را قادر می‌سازند تا ارزش افزوده بیشتری برای ذینفعان خود به ارمغان آورند. شرکا برای تحقق هدفهای مشترک با یکدیگر همکاری دارند و هر یک از راه در اختیار گذاشتن تخصص، منابع و دانش از یکدیگر حمایت می‌کنند.
▪ مدیریت بر مبنای فرایندها و واقعیت‌ها‌: در سازمانهای متعالی، بواسطه وجود مجموعه ای شفاف و یکپارچه از: فرایندها، اطمینان از اجرای نظام مند خط مشی ها، استراتژیها؛ هدفها و برنامه‌های
سازمان، تضمین می‌شود. این فرایندها به گونه ای موثر، جاری سازی و مدیریت می‌شوند و همواره بهبود می‌یابند.تصمیم گیریها بر اساس اطلاعات واقعی و قابل اطمینان از عملکرد حال و مورد انتظار وغیره و عملکرد رقبا انجام می‌شود.
تجربه به کار گرفته شده در انجمن هوانوردی فدرال آمریکا نشان می‌دهد که مدیریت فرایندها و مدیریت دانش کاملا مکمل یکدیگرند. اصلاح فرایند به سازمان کمک می‌کند تا از راه بررسی مستمر و با نگرشی متکی بر انجام بهتر امور، اثر بخشی سازمان را افزایش دهد و با مستند سازی فرایندها، نقش و مسئولیتهای کارکنان به راحتی تعیین می‌شود. 
▪ رهبری و ثبات در مقاصد: رهبران در سازمانهای متعالی بطور مستمر محرک و الهام بخش کارکنان در حرکت بسوی تعالی هستند، به گونه ای که در رفتار و عملکرد، به عنوان الگو شناخته می‌شوند. در چنین شرایطی رهبران قابلیت خود را در تطبیق و همسو سازی جهت گیری سازمانی، در قبال تحرکات و تغییرات سریع محیط بیرونی، نشان می‌دهند و کارکنانشان را با خود همراه می‌سازند.
▪ توجه به مسئولیتهای اجتماعی: سازمانهای متعالی از راه ایجاد شفافیت و پاسخگویی مناسب به ذینفعان در قبال عملکرد خود به عنوان سازمانهای مسئول، رویکردهای سطح بالای اخلاقی را اتخاذ می‌کنند. آنها به مسئولیت اجتماعی و حفظ پایداری محیط زیست در حال و آینده توجه دارند و فعالانه آن را ترویج می‌کنند.
▪ توسعه و مشارکت کارکنان: سازمانهای متعالی با جذب و توسعه دانش کارکنان خود به شایستگی های مورد نظر دست می یابند و بطور مثبت و فعالانه به گونه ای همه جانبه ار آنها حمایت می‌کنند. با تفویض اختیار و کمک به آزاد سازی و تحقق قابلیتهای بالقوه کارکنان، توسعه فردی آنان تقویت می‌شود.
این سازمانها اهمیت فزاینده سرمایه‌های فکری کارکنان خود را درک می‌کنند و از دانش آنها در جهت منافع سازمان بهره می‌گیرند. آنها مشارکت فعال کارکنان و قابلیتهای بالقوه ایشان را از راه ارزشهای مشترک ؛ فرهنگ صداقت و شفاف سازی به حداکثر می‌رسانند و با هدف ایجاد و استقرار ایده‌های بهبود، از مشارکت آنان بهره می‌گیرند.
▪ یادگیری، نوآوری و بهبود مستمر : سازمانهای متعالی، همواره در حال یادگیری از فعالیتها و عملکرد خود و دیگران هستند. این سازمانها دانش کارکنانشان را بمنظور حداکثر کردن یادگیری، در سراسر سازمان به کار می‌گیرند. در این سازمانها کارکنان در حفظ سرمایه‌های فکری خود، دقت و در جای مناسب از آن برای کسب دستاوردهای کسب وکار سازمان استفاده می‌کنند.
با مطالعه این ارزشها به نقش و جایگاه اطلاعات و دانش در سازمانهای موفق پی برده و اهمیت شناخت و تجزیه و تحلیل مرزهای مدیریت اطلاعات و دانش به منظور تعیین مسیر حرکتی آنها برای سازمانها، از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد‌ شد.


● اهمیت اطلاعات و دانش در معیارهای مدل تعالی EFQM
در مطالب یادشده، به نقش اطلاعات و دانش در شکل گیری ارزشهای بنیادین مدل تعالی اشاره شد . در این بخش میزان اهمیت اطلاعات و دانش را در معیار های مدل، مورد بررسی قرار می دهیم .
تعداد ۹ زیر معیاراز این پنج معیار در بخش توانمند سازها (b۲،a۳–b۳-c۳d- ۳e- ۳–d ۴e-۴b-۵ )بطور مستقیم به لزوم توانمندی در زمینه اطلاعات و دانش پرداخته است. زیر معیارe ۴ نکات راهنمایی در زمینه مدیریت اطلاعات دانش را در برمی‌گیرد و زیر معیارd۴ بطور مجزا، به زیر معیار مدیریت فناوری اطلاعات، که بخشی از مدیریت فناوری محسوب می‌شود، تکیه دارد.
نکته جالب در معیار ۳ (کارکنان ) است، به گونه‌ای که شناسایی حفظ و توسعه دانش کارکنان را از مسئولیتهای مدیریت منابع انسانی می‌داند و سازمانها در بخش منابع انسانی باید در اظهار نامه‌های خود به رویکردهاو میزان جاری سازی و اندازه‌گیری اثربخشی این رویکردها اشاره کنند و مبنای امتیاز دادن به آنها، بر اساس این فعالیتها است. نتیجه اینکه مدیریت منابع انسانی، به عنوان یکی از زیرساختهای بسیار مهم برای مدیریت دانش محسوب می‌شود. معیار های a۷ و b۷ نیز نتایج حاصل توانمندی را در مورد منابع انسانی بیان می‌دارد.
یک زیر معیار، در معیار استراتژی و یک زیر معیار در معیار فرایندها هم مطابق تعریف مدل سرآمدی به اطلاعات و تفکر و نوآوری می پردازد که در ادامه به تعریف دقیق هر معیار و زیر معیارهای مورد اشاره می پردازیم.
معیار ۲ که استراتژی است دارای ۴ زیرمعیار است که معیار b۲ آن با عنوان «خط مشی و استراتژی، مبتنی بر اطلاعات حاصل از بخش عملکرد، تحقیقات، یادگیری و فعالیتهای مرتبط بیرونی هستند» به نقش اطلاعات و یادگیری تاکید دارند.
معیار ۳ مربوط به منابع انسانی است که در نتایج بخش مربوط به نتایج منابع انسانی را پوشش می‌دهد.این معیار به پنج زیر معیار به شرح زیر تقسیم می‌شود و همان‌گونه که مشخص شده به نقش و اهمیت دانش و توانایی کارکنان توجه شده است :
▪ منابع انسانی برنامه ریزی، مدیریت و بهبود می‌یابند.
▪ دانش و شایستگی کارکنان شناسایی می‌شود، توسعه می یابد و حفظ می‌شود.
▪ کارکنان مشارکت داده و توانمند می‌شوند.
▪ کارکنان و سازمان گفتمان دارند.
▪ کارکنان پاداش دریافت می‌کنند و مورد تقدیر و توجه قرار می‌گیرند.
معیار ۴ مربوط به منابع و شرکا است که از چهار زیر معیار آن، دو زیر معیار (که درپی آمده) به فناوری و اطلاعات و دانش مربوط است، ارتباط مستقیمی به نتایج کلیدی عملکرد در معیار نتایج دارد.
d۴: فناوری مدیریت می‌شود. در بخش خطوط راهنمای این زیر معیار، به نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات در بهبود عملیات سازمان اشاره دارد .
e۴: اطلاعات و دانش مدیریت می‌شوند.
معیار ۵ مربوط به فرایندها است که در نتایج، ارتباط مستقیمی به نتایج مشتری دارد. از پنج زیر معیار آن، تنها یک زیر معیار را می‌توان مرتبط به دانش و خلاقیت دانست.
b۵: در صورت لزوم فرایندها را با استفاده از نوآوری، بهبود می بخشند تا رضایت کامل و ارزش فزاینده برای مشتریان و سایر ذینفعان حاصل شود.
همان‌گونه که ملاحظه می‌شود اطلاعات و دانش، مانند خط مشی و استراتژی در مدل تعالی سازمانی در کل حوزه توانمندسازهای مدل گسترش یافته و سازمان با مدیریت درست بر آنها می‌تواند علاوه بر زیر معیار e ۴ در معیار و زیر معیار دیگر نیز مورد ارزیابی قرار گرفته و امتیاز لازم را برای سازمان کسب کند .


● ادغام یا جدا سازی فعالیتهای اطلاعاتی و دانشی در سازمان کدام‌یک ؟
برخی از سازمانهای دانش محور، اقدام به جدا سازی فرایندهای اطلاعاتی و دانشی خود از یکدیگر نموده‌اند‌‌. این در حالی است که برخی دیگر از سازمانها، فعالیتهای اطلاعاتی و دانشی خود را در یک جایگاه سازمانی ادغام کرده اند.
گروهی بر این باورند که، اگرچه مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش، به واسطه نوع و ماهیت فعالیتهایشان دومقوله مجزا از یکدیگر هستند لیکن این دو را باید در یک ساختار تشکیلاتی در سازمان قرار داد، به گونه ای که تنها یک مدیر ارشد بر فعالیتها و برنامه‌های آنها نظارت داشته، سیاستها و استراتژی آن دو را ایجاد و جاری سازی کند. این مدیر می‌تواند مدیر ارشد دانش نامیده شود. به عبارت دیگر: مدیرارشد اطلاعات به مدیر ارشد دانش تبدیل می‌شود. استدلالی که این دسته از افراد دارند این است که ازآنجایی که دانش از اطلاعات منتج می‌شود و به عبارت دیگر دانش زاییده اطلاعات پردازش شده است، در نتیجه این دو باید در یک مجموعه دیده شوند و مدیرارشد برای این دو حوزه یک نفر تعریف شود که با فراگیری مهارتهای مورد نیاز در این دوحوزه صلاحیت راهبری این پست را به دست آورده باشد تا جمع‌آوری، سازماندهی و مدیریت اطلاعات و دانش را بصورت یکپارچه و با هدف پشتیبانی از خط مشی و راهبرد سازمان ارائه کند. (منبع شماره ۵)
از طرف دیگر گروه دیگری بر این امر توافق دارند که مدیرارشد دانش نباید همان مدیرارشد اطلاعات باشد و دلیل آن را این گونه می دانند که این مقام دانشی، به فردی با درک عمیق از دانش و یادگیری نیاز دارد نه فقط یک کارمند فنی که ‌هراز چند گاهی چند اصطلاح دانشی را فرا گیرد و بتواند به گفتگو و بحثهای سازمانی بپردازد. (منبع شماره ۶)
این گروه که از طرفداران محض مدیرارشد اطلاعات هستند، باور دارند که اطلاعات یک موضوع تجاری، سازمانی و فنی است. مدیرارشد اطلاعات مسئول ساخت، اجرا و حفظ زیر ساختهای فنی و استفاده از فناوری اطلاعات در جهت بسط راهبرد فعالیتهای پژوهشی در یک مرکز دانش محور و به طور کلی فعالیتهای کسب و کار یک سازمان و توسعه برنامه برای به کارگیری فناوری اطلاعات در منافع راهبردی یک سازمان است.
مدیر دانش باید مطمئن باشد که ساز و کارها در جای خود قرار دارند تا کارکنان بدانند که چه دانشی در دسترس آنها است و چگونه می‌توانند به آن دسترسی داشته باشند. مدیرارشد اطلاعات نیز باید با استفاده از فناوری و به کارگیری آن در راستای تامین خواسته‌ها و نیازهای مدیریت دانش تلاش کند.
جالب اینجا است که وقتی مدل تعالی سازمانی جامعه اروپا را بررسی می‌کنیم، این نکته که مدیریت اطلاعات و دانش را در یک زیر معیار و مدیریت فناوری را در زیرمعیار جداگانه دیگری در نظر گرفته، جلب توجه می‌کند. اگر چه در ارزیابی سازمانها؛ به‌هیچ عنوان ساختار سازمانی با مدل مورد بررسی منطبق نیست و سازمانهایی که مدیر اطلاعات آنها و مدیر دانش آنها از یکدیگر مجزا بوده ولی الزامات مدل را برآورده سازند امتیاز کامل دریافت می‌کنند، لیکن شاید تلفیق این دو در یک زیر معیار و جدا دیدن مدیریت منابع انسانی ( معیار ۳) و مدیریت فناوری اطلاعات ( زیر معیارd۴ ) در مدل تعالی سازمانی اروپا، به نوعی مصداق ادعای طرفداران حذف مدیرارشد اطلاعات باشد.


● تفاوت مدیریت اطلاعات و دانش
اگر چه مفهوم مدیریت دانش با مدیریت اطلاعات متفاوت است، لیکن اغلب این دو مفهوم با یکدیگر اشتباه می‌شود. مدیریت دانش فقط مدیریت اطلاعات نیست و تفاوت این دو را باید در حیطه‌های کاری آنها جستجو کرد.
اطلاعات و دانش ایستا نیستند و در میان سازمانها از راههای مختلف حرکت می‌کنند. یک راه تشخیص بین مدیریت اطلاعات و دانش، مشاهده فرایندها و گامهای ورود به این دو حوزه است.
مدیریت اطلاعات، مدیریت منابع اطلاعاتی سازمانها است که با فناوری اطلاعات و مدیریت آن هماهنگی و همکاری نزدیکی باید وجود داشته باشد.
اطلاعات از راه فرایند انسانی و اجتماعی ، در هر دو سطح فردی و سازمانی، به دانش تبدیل می‌شود و به‌همین خاطر مدیریت دانش از مدیریت اطلاعات متفاوت است (منبع شماره ۸). مدیریت اطلاعات، ابتدا راه حل فناورانه را در نظر می گیرد و فرهنگ و رفتار کارکنان را در مرتبه دوم اهمیت قرار می‌دهد. این نگرش، می تواند یکی از علتهای بازدهی کم سرمایه گذاریها در فناوریهای اطلاعاتی باشد. مدیریت دانش با تاکید بر اهمیت انسانها و رفتار وفرهنگ کاری آنها، به جای تاکیدهای فناورانه مدیریت اطلاعات، آغاز می‌شود و چارچوب معماری آن از دو بعد اجتماعی و فنی تشکیل شده است.
مدیریت دانش، مکمل مدیریت اطلاعات است .مدیریت اطلاعات به تنهایی و بدون مدیریت دانش ناقص است و بار مالی را که بابت تامین اطلاعات و ابزارهای اطلاعاتی برای سازمان ایجاد می شود نمی تواند تجزیه و تحلیل کند و ثمرات آن را قابل درک سازد؛ به عبارت ساده‌تر هزینه هایی که سازمان بابت توانمند شدن در این بخش تحمل می‌کند، در نتایج کلیدی عملکرد، به سادگی اندازه‌گیری نمی شود .
مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش لبه تیز و مشخصی ندارد (منبع شماره ۱۰). مرز تمایز آنها را باید به صورت طیفی دانست که هرچه به سمت مدیریت دانش حرکت کنیم؛ به افراد، گونه همکاری آنها، اعتقادها، آموزشها، ارتباطها، یادگیری ،سرمایه های فکری و نوآوری بستگی دارد و هرچه به سمت مدیریت اطلاعات برویم به فناوریهای ارتباطی ، سازماندهی ، ذخیره سازی، جمع آوری و توزیع سرمایه های اطلاعاتی می پردازد .
به طورکلی می‌توان نتیجه گرفت که: مدیریت اطلاعات بدون مدیریت دانش گیج و مدیریت دانش بدون مدیریت اطلاعات، لنگ است .
این دو لازم و ملزوم یکدیگرند و بیشتر نتایج حاصل از موفقیتهای سازمانها در این دو حوزه، به میزان سرمایه‌گذاری و برنامه ریزی مشترک آنها در مدیریت اطلاعات ، مدیریت دانش و منابع انسانی بستگی دارد و براین اساس استراتژی‌های آنها باید در حمایت از یکدیگر تدوین شود .


● عدم پیوند مناسب بین فعالیتهای دانشی و اطلاعاتی در سازمانها
با توجه به نوپا بودن مدیریت دانش در اغلب سازمانها ، نه تنها از لحاظ ساختار سازمانی پیوند و ارتباط حوزه‌های مدیریت اطلاعات و مدیریت دانش با یکدیگر به درستی تبیین نشده، بلکه هنوز اهمیت و نقش تکمیلی مدیریت بر اطلاعات و مدیریت بر دانش، در تولید دانش سازمانی به درستی برای مدیران ارشد و کارکنان شاغل در این بخش‌‌ها شفاف نشده است.
مدیران ارشد به کارشناسان اطلاعات به عنوان حافظان کتابها و منابع علمی خریداری شده می‌‌نگرند و از سوی دیگر تنها کارشناسان بخشهای پژوهشی را آسان سازان تولید دانش، در سازمان ارزیابی می‌کنند.
عدم پیوند فعالیتهای مدیریت بر دانش با مدیریت بر اطلاعات، باعث می‌شود دانش صریح شده‌ای که حاصل یکی از فرایندهای مدیریت بر دانش است، در چرخه فرایندی مدیریت اطلاعات قرار نگرفته و به صورت غیرکارشناسانه و با اثر بخشی پایین برای استفاده مجدد در سازمان ثبت شود. از طرف دیگر کارشناسان اطلاعات انرژی خود را صرف دسته‌‌بندی و سازماندهی فقط منابعی، مانند: کتاب، مقاله ها، استانداردها و دیگر اطلاعات تهیه شده از خارج سازمان می‌کنند.
توجه به این نکته ضروری است که سازماندهی و به جریان انداختن دانش صریح شده و داخلی سازمانها، مانند: فرایندهای کاری، اطلاعات مالی، بازرگانی، اداری و پرسنلی، گزارشهای فنی، گزارشهای تحلیل خطاها و غیره از جمله فعالیتهای مهمی هستند که باید توسط حوزه مدیریت بر اطلاعات برنامه‌‌ریزی شوند .

● نتیجه گیری
در سازمانهای متعالی، دانش و اطلاعات از اهمیت ویژه ای برخوردار است و بعنوان یک برتری رقابتی مورد توجه قرار می گیرد به گونه ای که بسیاری از شرکتهای مطرح مانند: زیمنس ، اپل ، ماکروسافت ، اچ پی به عنوان شرکتهای متعالی و دانش محور شناخته شده اند .
از طرف دیگر از هشت اصل بنیادین مدل تعالی ۶ اصل به گونه‌ای مستقیم به اطلاعات و دانش در تعریفها اشاره دارد‌، ضمن اینکه توجه به مدیریت درست بر اطلاعات و دانش باعث می شود تا دیگر معیار های مدل تعالی سازمانی نیز به آنها بپردازد و طبق منطق امتیاز دهی امتیازات لازم کسب شود . به عبارت دیگر فعالیتهای دانشی و اطلاعاتی مانندخط مشی و استراتژی در دیگر معیار های مدل مورد توجه قرار گرفته، اثرگذار است.
همچنین در سازمانها، جایگاه سازمانی مدیران ارشد اطلاعات و دانش می‌تواند مجزا یا با هم دیده شود و این بستگی به سیاستهای آن سازمان دارد. لیکن نیاز به مدیریت بر اطلاعات با حذف جایگاه مدیر ارشد اطلاعات از بین نمی‌‌رود و در مدل تعالی نیز مجزا یا ادغام بودن وظایف، تاثیری در ارزیابی سازمان ندارد .
تدوین یک برنامه استراتژیک مرتبط با حوزه فعالیتهای دانشی و اطلاعاتی ، به عنوان نخستین حلقه شروع مسیر حرکت در مدیریت کردن مناسب اطلاعات و مدیریت دانش محسوب می شود، به گونه ای که باید در حمایت از برنامه ها و خط مشی کلی سازمان نیز محسوب شود ؛ زیرا نقطه تمایز سازمانهای دانش محور از دیگر سازمانها، آگاهی درمورد نیازها ، نقاط قوت و نقاط ضعف دانشی و اطلاعاتی سازمان است . به عبارت دیگر: وقتی فرایندهای اطلاعاتی و دانشی با دیگر فرایندهای سازمان در ارتباط باشد. به عنوان یک مزیت رقابتی برای سازمانها قلمداد می شوند ؛ در غیر این صورت فعالیتهای دانشی و اطلاعاتی، نه تنها کمکی به تحقق هدفهای سازمانی نمی کنند بلکه به عنوان یک مانع و فرایند غیر ضروری نیز در سازمان مطرح شده، فعالیت این حوزه در انزوا قرار می گیرد، که در این میان زیان دهندة سازمان است.

OKR چیست؟

OKR چیست؟

این که شرکت های بزرگ مانند اینتل، گوگل، توییتر، اوبر، لینکدین و… از چه روشی برای مدیریت شرکت های خود استفاده می کنند همواره برای سازمان ها هیجان انگیز بوده است. رمز شادابی و کارآمدی این شرکت های بزرگ نیز برای همگان جای سوال داشته است. جالب است بدانید که این شرکت ها از روشی به نام okr برای مدیریت برنامه ها و اهداف خود بهره می برند که در ادامه به توضیح بیشتر آن خواهیم پرداخت. اما پیش از تعریف OKR باید به دو سوال پاسخ داده شود:
۱_ برای دستیابی به چه چیزی می خواهم تلاش کنم؟
۲_ چگونه متوجه رسیدن به هدف تعیین شده شوم؟

OKR چیست؟
هر سازمان و شرکتی در کسب‌و‌کار خود، اهدافی را دنبال می‌کند و همواره در پی ایجاد هماهنگی بین افراد سازمان خود است. قطعا هرچه آن سازمان گسترده‌تر و زیر مجموعه‌های بیشتری داشته باشد؛ امکان پیچیدگی بیشتری برای ایجاد هماهنگی در بین افراد جهت پیشبرد اهداف وجود دارد و مستلزم صرف زمان زیادی است. در این زمان استفاده از OKR می‌تواند نقش زیادی در جهت ایجاد هماهنگی در سازمان ایفا ‌کند.

OKR مخفف عبارت Objective & Key Results بوده و به معنای “اهداف و نتایج کلیدی” است. در مدل او کی آر، راهکارهایی برای تعریف و پیگیری اهداف و ارزیابی نتایج آن‌‌ها معمولاً به صورت فصلی (۳‌ماهه) و سالانه وجود دارد.

تکنیک OKR که ایده‌ی آن برای اولین بار در سال ۱۹۷۰ توسط اندی گراو (Andy Grove) در شرکت اینتل مطرح شد، مدیریت بر مبنای اهداف و نتایج کلیدی است. ۲۹ سال بعد در سال ۱۹۹۹ جان دوئر(John Doerr) در کمپانی بزرگ گوگل با اندکی تغییرات آن را معرفی کرد.

شرکت گوگل با استفاده از روش OKR توانست تعداد کارمندان خود را از ۴۰ نفر به ۶۰۰۰ نفر افزایش دهد و حدود ۲۰ سال است که از این روش جهت پیشبرد اهداف سازمان خود استفاده می‌کند.

علاوه بر اینتل و گوگل، لینکدین، توئیتر و اسپاتیفای هم از OKR، استفاده می‌کنند. البته این‌طور نیست که تنها شرکت‌های ارائه‌دهنده سرویس‌های دیجیتالی و آنلاین از سیستم OKRاستفاده ‌کنند؛ شرکت‌هایی مانند والمارت، تارگت و گاردین هم با کمک مدل OKR اهداف سازمانی خود را مدیریت می‌کنند.
اوکی آر در واقع یک فرآیند مدیریت رهبری بسیار موفق است که هدف آن اتصال سازمان، دپارتمان، تیم و اشخاص و یک معیار برای اندازه‌گیری میزان دستیابی به اهداف و تبدیل معیارهای کیفی به پارامترهای کمی است.

روش OKR تنها برای سازمان‌ها کاربرد ندارد و می‌توان از سیستم OKR برای پیشبرد اهداف فردی هم استفاده کرد. در روش OKR، اهداف سازمان کاملا ملموس، واضح و دقیق تعریف می‌شود و هر شخص با اطلاع از وظایف و مسئولیت‌های مربوط به خود، برای تحقق این اهداف مشخص تلاش می‌کند. مشخص کردن اهداف در سیستم OKR سبب می‌شود هر شخص به طور کامل از وظایف خودش آگاه باشد و با تمرکز کامل و بدون انحراف به انجام دادن وظایفش مشغول شود.

OKR شامل لیستی از ۳ تا ۵ هدف با بالاترین اولویت برای هر شخص است که هر کدام از این اهداف، دارای ۳ تا ۵ زیر هدف و نتیجه کلیدی قابل اندازه‌گیری است.
هر نتیجه کلیدی شامل یک نمره‌ی پیشرفت است که از (( ۰-۱۰۰٪ یا ۰ تا ۱٫۰ )) بوده و میزان حصول به نتیجه را نشان می‌دهد.
در این روش یک رهبر و یا مدیر وجود دارد که تیم را هدایت و راهبری می‌کند. نمره قابل قبول برای هر OKR بین ۰٫۶ تا ۰٫۷ است. اگر افراد همواره نمره ۱ بگیرند؛ بدین معناست که OKR آن‌ها به اندازه کافی جاه‌طلبانه نبوده است. از طرف دیگر اگر افراد همواره نمراتی در بازه ۰ تا ۰٫۳ بگیرند؛ به این معنا است که OKR منطقی تعریف نشده و دستیابی به آن غیر ممکن بوده است. تعریف منطقی و مشورتی این معیارها یکی از عوامل اصلی موفقیت متد OKR است.

ویژگی های یک برنامه OKR خوب چیست؟
با توجه به موارد گفته شده، باید پیش از آغاز هر فصل، اهداف و معیارهای دستیابی برای هر شخص مشخص شوند. در استفاده از OKR باید توجه داشته باشید که این روش به هیچ عنوان به معنی ارزیابی کارکنان نیست. یعنی OKR به عنوان ابزاری برای مقابله با کارکنان نبوده و برعکس باید موجب افزایش بهره‌وری و ایجاد انگیزه می شود. چند نکته در مورد OKR ها بسیار مهم و حائز اهمیت است و در واقع می توان آن ها را از ویژگی های یک او کی آر مناسب دانست:

معیار های دستیابی به این اهداف باید کاملا منطقی تدوین شوند و ابزار لازم برای رسیدن به آنها وجود داشته باشد. این اهداف نه باید رویایی و دست نیافتنی باشند و نه باید پیش پا افتاده و ساده باشند.
سیستم OKR باید یک متد پاداش محور (Bonus) برای کارمندان باشد و اگر این اهداف محقق نشد به عنوان جریمه لحاظ نشود.
در حد امکان باید از معیارهای غیر کاری و مرتبط به مسائل رفتاری نیز در این OKR ها استفاده کرد.
تفاوت اصلی OKR و KPI در دسترسی همگانی آن است. به این صورت که OKR های افراد برای تمام کارمندان سازمان شفاف و در دسترس است ولی KPI هر شخص صرفا مختص به خود اوست و پرسنل دیگر در جریان آن نیستند. برای مطالعه کامل درباره‌ی KPI به مقاله KPI چیست مراجعه نمایید.

یک مثال برای درک بهتر OKR
واضح است که تعیین این OKR ها مستلزم آگاهی کامل از ماموریت های سازمان است تا مطابق با آنها پیش رود و برای هر شرکت، هر واحد و هر شخص (بسته به شرایط مختلف) متفاوت است. حالا اما به عنوان یک مثال:

به منظور روشن تر شدن موضوع، فرض کنید که شما برای برنامه تبلیغات شبکه های اجتماعی خود قصد افزایش تعداد کاربران خود را دارید. حال می خواهیم با توجه به توضیحاتی که پیش تر داده ایم به سراغ OKR برویم.

برای حل این مشکل، نیاز به شاخص های قابل اندازه گیری (Countable measures) است تا بتوان دقیقا در مسیر مشخص قدم برداشت. شاخص هزینه جذب مشتری (CAC) که سود حاصل از فروش در آن دخیل است، یکی از گزینه های مناسب برای اندازه گیری آن است.

در واقع هدف ما حفظ مشتری خشنود به‌ شرط کنترل قیمت اجناس است. کل مثال فوق در قالب استاندارد OKR به شکل زیر مستند یا ضبط (Record) می‌شود. توجه کنید که همواره امکان تنظیم مجدد اهداف در فواصل کوتاه وجود دارد و نیازی به سخت‌گیری و مطالعات پیچیده برای کشف معیارهای ۱۰۰% صحیح نیست. بنابراین ساده‌ترین و در دسترسی‌ترین معیارها را انتخاب کنید. به طور مثال:

هدف (Objective):

افزایش کاربران شبکه های اجتماعی
(برای انتخاب هدف توجه داشته باشید می بایست به این سوال پاسخ دهید که دستاورد نهایی چیست؟)

دستاوردهای کلیدی (Key Results):

(برای انتخاب KR می بایست پاسخ این سوال را بدهید. چگونه می توانیم دستیابی به آن هدف را اندازه گیری کنیم؟)

کاهش نرخ دی اکتیو و از دست رفتن کاربر از ۱۰ به ۲ درصد(unfollow)
افزایش ترافیک روزانه ارگانیک (بدون هزینه) از ۴۰۰ به ۱۴۰۰ (Follow)
افزایش متوسط بازدید پست ها برحسب کاربر فعال از ۷۰ به ۱۵۰(Avg.reach/post)
بهبود اشتیاق کاربر (کاربرانی که اطلاعات پروفایل خود را کامل می‌کنند) از ۴۰ به ۸۰ درصد(Engagement)
علاوه بر تمام این موارد، هماهنگی با افراد تیم و بخش های دیگر را نیز می توان به عنوان پارامتر های ارزیابی OKR در نظر گرفت. همچنین همراهی با سازمان و مسائل رفتاری اخلاقی نیز در این لیست جای دارند.

مزایای استفاده از OKR چیست؟
از مزایای استفاده از این روش می توان به موارد زیر اشاره نمود:

تمرکز تلاش ها و فعالیت های سازمان
شکل گیری یک نظام فکری مناسب در شرکت
امکان اندازه گیری میزان دسترسی به اهداف
مشخص شدن اهداف اصلی شرکت
شرکت های پیشتاز همواره به دنبال استفاده از یک روش منحصر به فرد و کاربردی برای مدیریت اهداف کوتاه و بلند مدت خود بوده‌اند. OKR به عنوان یکی از این روش ها می تواند برای شرکت های کوچک و بزرگ که به دنبال نظارت مستمر و مشخص شدن وظایف کارکنان هستند بسیار کاربردی و تاثیرگذار باشد.

بررسی تفاوت‌های میان داده، اطلاعات و دانش

بررسی تفاوت‌های میان داده، اطلاعات و دانش

اکوسیستم فناوری، داده محور است و یافتن ارزش در داده‌ها برای هر کسب و کار موفق، بسیار مهم خواهد بود. زین سبب موضوع مورد بحث در این مقاله مقایسه داده‌ها (Data)، اطلاعات (Information) و دانش (Knowledge) در نظر گرفتیم. در این راستا، داده‌ها را در مقابل اطلاعات قرار داده و برای درک بهتر وابستگی متقابل، نقاط اختلاف آنها و اینکه چگونه یکی بدون دیگری وجود ندارد، بحث را گسترش خواهیم داد.

داده (data) چیست؟

صرف نظر از نوع صنعت و کسب و کاری که انجام می‌دهیم، داده‌ها آینده را هدایت می‌کنند و تعداد زیادی از فناوری‌ها در چندین صنعت به شدت به پیشرفت این مهم، بستگی دارند. بر اساس تعریف داده‌ها از TechDifferences، داده‌ها “مواد خام، تجزیه و تحلیل نشده، غیر سازمان یافته، غیر مرتبط و بدون وقفه هستند که برای بدست آوردن اطلاعات پس از تجزیه و تحلیل، استفاده می‌شوند.”

اساسا، داده‌ها حقایق، مشاهدات، آمار، کاراکترها، نمادها، تصاویر، اعداد و موارد دیگر هستند که جمع‌آوری می‌شوند و می‌توانند برای تجزیه و تحلیل استفاده شوند. داده‌هایی که به تنهایی رها می‌شوند بسیار آموزنده نیستند و از این لحاظ، نسبتا بی‌معنی خواهند بود، اما پس از تفسیر برای اهمیت یافتن، هدف و جهت می‌یابند.

چه به لحاظ کیفی و چه کمی، داده‌ها مجموعه‌ای از متغیرها هستند که به ساختن نتایج کمک می‌کنند. ویژگی اصلی دیگر داده‌ها این است که مستقل هستند و به هیچ مفهوم دیگری بستگی ندارد، برخلاف اطلاعاتی که فقط به دلیل داده وجود دارد و کاملا به آن وابسته خواهند بود.

داده‌ها و اطلاعات در بیت و بایت ( Bits and Bytes) اندازه‌گیری می‌شوند. می‌تواند در جداول، نمودارها و غیره، به صورت ساختاریافته نشان داده شوند و تا زمانی که تجزیه و تحلیل نشود و پاسخگوی نیازهای خاص کاربر نباشد، از اهمیت خاصی برخوردار نیستند.

اطلاعات (Information) چیست؟

اطلاعات مجموعه داده‌هایی است که قبلا برای کاربردی شدن پردازش، تحلیل و ساختار یافته است. هنگامی که داده‌ها پردازش می‌شوند و به اهمیت می‌رسند، به اطلاعاتی کاملا قابل اعتماد، مطمئن و مفید تبدیل می‌شوند.

مطابق مقاله فوربس، اطلاعات “داده‌های تهیه شده‌ای است که پردازش شده، جمع شده و به شکلی دوستانه‌تر برای انسان فراهم می‌شود که زمینه بیشتری برای دسترسی به عملکرد لازم را فراهم می‌آورد. اطلاعات اغلب به صورت تجسم داده‌ها، گزارش‌ها و داشبورد ارائه می‌شوند”.

اطلاعات نیازهای کاربر را برطرف می‌کند، به او سودمندی می‌بخشد زیرا محصول داده‌ای است که برای ارائه معنای منطقی تفسیر شده است. همانطور که بیان کردیم، اطلاعات بدون بلوک اصلی، “داده‌ها”، نمی‌توانند وجود داشته باشند. هنگامی که داده به اطلاعات تبدیل می‌شود، هیچ جزئیات بی‌فایده‌ای در بر ندارد، زیرا هدف اصلی آن داشتن متن (Contex)، ارتباط و هدف خاص است.

در نهایت هدف از پردازش داده‌ها و تبدیل آنها به اطلاعات، کمک به سازمان‌ها در تصمیم‌گیری بهتر و آگاهانه‌تر است که منجر به نتایج موفقیت‌آمیز می‌شود. برای جمع‌آوری و پردازش داده‌ها، سازمان‌ها از سیستم‌های اطلاعاتی (IS) استفاده می‌کنند که ترکیبی از فناوری‌ها، رویه‌ها و ابزارهایی است که اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم‌گیری را جمع آوری و توزیع می‌کند. در ادامه به این مهم خواهیم پرداخت.

دانش (knowledge) چیست؟

دانش به معنای آشنایی و آگاهی فرد، مکان، رویدادها، ایده‌ها، مسائل، روش‌های انجام کارها یا هر چیز دیگری است که از طریق یادگیری، ادراک یا کشف جمع می‌شود. این مسئله، حالت شناختن چیزی با آگاهی از طریق درک مفاهیم، مطالعه و تجربه را بیان می‌کند.

به طور خلاصه، دانش متضمن درک نظری یا عملی مطمئن از موجودیت است، همراه با قابلیت استفاده از آن برای یک هدف خاص. ترکیبی از اطلاعات، تجربه و شهود منجر به دانشی می‌شود که بتواند بر اساس تجربه ما استنباط کرده و بینش ایجاد کند. بنابراین می‌تواند در تصمیم‌گیری و اقدامات لازم و ضروری باشد.

چه تفاوتی بین داده‌ها و اطلاعات وجود دارد؟
با وجود اینکه تمایز واضحی بین این دو وجود دارد، اما بعضی اوقات اصطلاحات به اشتباه به جای هم به کار می‌روند. تفاوت عمده و اساسی بین داده‌ها و اطلاعات، معنا و ارزشی است که به هر یک نسبت داده می‌شود. داده‌ها به خودی خود بی‌معنی هستند، اما پس از پردازش و تفسیر، به اطلاعاتی تبدیل می‌شوند که پر از معنی خواهند بود.

برای قرار دادن آن در متن، داده‌ها را مانند مجموعه‌ای از اعداد و کلمات تصادفی تصور کنید که هیچ معنایی ندارند. مثلا: ۴a 61 6e 65 20 44 6f 65 2c 0a 34 20 53 74 72 65 65 74 2c 0a 44 61 6c 6 c 61 73 2c 20 54 58 20 39 38 31 37 34 0a. اما هنگامی که داده‌های فوق پردازش، تفسیر، قالب‌بندی و سازماندهی شدند، می‌توانید اطلاعات تماس یک فرد را ببینید:

Jane Doe
۴ Street
Dallas, TX 98174
حتما بخوانید: طراحی پایگاه داده چیست و چگونه انجام می‌شود؟
نمونه بارز دیگر تمایز بین داده‌ها و اطلاعات، قرائت دما از سراسر کره زمین است. یک لیست طولانی از قرائت دما معنای واقعی ندارد تا زمانی که برای کشف اطلاعات مانند روندها و الگوهای دمای کره زمین تجزیه و تحلیل شود. پس از تجزیه و تحلیل داده‌ها، کاربران می‌توانند تشخیص دهند که آیا دما در سال گذشته افزایش یافته است یا روند منطقه‌ای برای بلایای طبیعی خاص وجود دارد یا خیر. این نوع کشفیات اطلاعاتی هستند که با تجزیه و تحلیل داده‌ها استخراج می‌شوند.

یک بیت و یک بایت
بیت و بایت به عنوان مبنای سنجش اطلاعات دیجیتال، در مباحث داده و اطلاعات نقش اساسی دارند. رایانه‌ها با میلیون‌ها مدار و سوئیچ خود، با استفاده از بیت‌ها و بایت‌ها، از سیستم باینری برای نمایش روشن و خاموش یا درست و نادرست استفاده می‌کنند.

بیت، که مخفف عدد باینری است، اساسی‌ترین و کوچکترین واحد اندازه‌گیری داده‌ها در اطلاعات رایانه است و فقط شامل دو مقدار است: ۰ و ۱٫ بیت‌ها معمولا برای ذخیره داده‌ها و اجرای دستورالعمل‌ها در رشته‌های ۸ بیتی طراحی می‌شوند، که بایت نامیده خواهند شد.

اصطلاح بایت، برای اولین بار توسط ورنر بوخولز در سال ۱۹۵۶ ابداع شد و این واحد اندازه‌گیری داده را نشان می‌دهد که طول آن هشت رقم باینری است. همه رایانه‌ها از بایت برای نشان دادن انواع اطلاعات از جمله حروف، اعداد، تصاویر، صدا، فیلم و غیره استفاده می‌کنند. با توجه به اینکه همه اطلاعات در رایانه از یک بیت بزرگتر است، بایت به عنوان اندازه‌گیری جهانی و کوچک‌ترین اندازه‌گیری ذکر شده در سیستم عامل‌ها، شبکه‌ها و غیره در نظر گرفته می‌شود.

برای بیان این موضوع و طبق آمارهای TechJury، تا سال ۲۰۲۰، هر شخص فقط در یک ثانیه ۱٫۷ مگابایت داده تولید می‌کند. و مگابایت چیست؟ ۱٫۰۴۸٫۵۷۶ بایت است.

نتیجه سخن
همان‌طور که اشاره شد، اطلاعات داده‌هایی هستند که در متن هر بررسی قرار می‌گیرد. به بیان دیگر، داده‌ها عناصر اولیه در هر تجزیه و تحلیل هستند. اطلاعات داده‌هایی با زمینه معنائی خاص و واضح را به ما نشان می‌دهند. در نهایت، دانش با همان جریان اطلاعات ایجاد می‌شود که به اعتقادات و تعهد دارنده آن، وابسته است.